تاریخ : شنبه 10 مهر 1395
کد 355
منبع : پایگاه اطلاع رسانی آناج مشاهده خبر در سایت منبع

به مناسبت روز سالمند؛

تعبیر انتظار در دقیقه‌های ساعتی/ هیاهوی تنهایی و انسان‌هایی که زال نمی‌شوند!

بی‌‌آنکه در آینده‌ و سرنوشتِ خویش تفکری کنیم، تنهایی را به والدین خویش هدیه می‌‌دهیم و بر سالمندان محتاجِ حمایت‌مان، چشم می‌بندیم؛ چقدر ساده‌اندیش و خودپرستیم که فکر می‌کنیم چنین روزهایی در انتظار خودمان نیست.

گروه اجتماعی آناج: در چهاردیواری مسکوت فردی را می‌بینم که بر روی تخت نشسته است و با چشمانی پر از حرف صدایِ قدم‌ها را دنبال می‌کند. می‌خواهد کنارش ازدحام باشد اما خاموشی را در درون شعله‌ور ساخته و به دنبال باز کردن سرِ صحبت با احدی نیست؛ تنها می‌‌نگرد و حرکات آدم‌ها را با دقتِ زیادی تحت نظر می‌‌گیرد.

در فاصله‌ی چند قدمی پیرمردِ دیگری نشسته است اما چهره‌ی شادی دارد و خندیدن را به غم‌ناک بودن ترجیح می‌دهد، چند نفری را نیز پیش خود همراه ساخته و از دوران جوانی و شیطنت‌هایش می‌گوید. هرچند دوران سالمندی با کاهش فعالیت‌ و پویایی توأم است اما کهنسالانی نیز هستند که همچنان شور و نشاط را در روح خویش زنده نگه‌ داشته‌اند و این چند سال باقیمانده را می‌خواهند با خیالِ آسوده و بی‌هیچ اضطرابی سپری کنند.

بیراهه نیست اگر سالمند را با کودک مقایسه کنیم و احساساتِ آن‌ها را به یکدیگر شبیه بدانیم، سال‌دیده‌ها خود روزی محبت‌ کرده‌اند و دستِ عطوفت را بر سر کودکی کشیده‌اند اما حال بنابه رسم روزگار انتظار دارند در آخرین دهه‌های حیات‌شان یکی پیدا شود که مهرورزی نماید و شفقت را برایشان معنا سازد.

اصولاً سالمندها دیده‌شدن را می‌پسندند و از آنجایی که با بازنشستگی زندگانی را کابوس و حیات را بیهوده می‌پندارند، بیش از گذشته روی به خودنمایی می‌آورند تا از رنجِ تنهایی‌شان کاسته شود و مدام نظاره‌گر توجه اطرافیان به خویش باشند. برای همین است که هر ازگاهی بدخُلقی می‌کنند تا به تماشای «ناز خریداری‌ها» جلوس نمایند.

اکرام اشخاص مُسن جزو ضروریاتِ هر جامعه‌ای محسوب می‌شود لکن در شهرهای توسعه‌یافته و ماشینی، مراعاتِ این مقوله‌ی مورد تاکید ائمه و پیامبران، به ورطه‌ی غفلت سپرده شده است. عده‌ای آنقدر در دنیایِ مادیات و مشغله‌هایشان غرق گشته‌اند که حتی مفهوم خانواده نیز برایشانِ ناملموس گردیده است و به سختی می‌توان آنان را چند صباحی در کنار اعقاب و خویشاوندان یافت.

کردار و اقدام برخی از انسان‌ها گواه از آن دارد که اگر دهم مهرماهی نبود و شورایی آن را «روز سالمند» نام نمی‌نهاد، اصلاً فراموش می‌کردیم در پیرامون‌مان اشخاصی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند و به نیازهایشان پاسخی ارائه گردد.

اکثریتِ انسان‌ها برنامه‌ای برای دوران کهنسالی ندارند و بعضاً رفتارهایی را با سالمندان می‌کنند که قلبِ هر دغدغه‌مندی را به درد می‌آورد، گویا اصلا پیری برای‌شان مفهومی ندارد و قرار هم نیست خود روزی کمر خم کنند و دست‌به‌عصا شوند.

برداشت بیشتر آدم‌ها از کلمه‌ی «سالمند» اشتباه است و هنگامی که پژواکِ این واژه را در پرده‌ی گوش خود تعبیر می‌کنند تصویری «بیچاره»، «ناتوان» و «غمگین» از یک شخص را در ذهن‌شان تداعی می‌کنند اما همیشه هم اینگونه نیست و همچنان برخی از سالمندان را داریم که به انجامِ امور جاری مشغول‌اند و در کنار خانواده‌هایشان زندگی پرنشاطی را سپری می‌کنند.

قطعا زال‌شدگی دلیلی بر پایانِ شن‌های زمان‌سنج نیست و سال‌دیده‌ها نیز می‌توانند شب را آسوده و به دور از محزونی و ناخرمی، صبح کنند اما این رویای دست‌یافتنی زمانی محقق می‌گردد که فرزندان دِین خود را ادا نمایند و پدرومادر را بعد از تحمل سال‌ها مشقت و محنت به حال خود رها نکنند.

در این روز چشم‌های زیادی پشت درِ دیوارهایی رنگ‌خورده اما خالی از امید، در پیِ روزنه‌های نویدبخش تغییر است. آن دسته از فرزندانی که تاکنون از پدرومادر خویش غافل شده‌اند می‌توانند گذشته را با برداشتن چند قدم جبران کنند و آن‌هایی هم که در کنار والدین خود هستند و هر ازگاهی به آنان سر می‌زنند، تواناییِ افزایش مودت و توجه را نسبت به آنان دارند.

بعد از بهار، تابستان می‌‌آید و انسان‌ها در انتظار رسیدن پاییز به خلوت می‌نشینند؛ غافل از اینکه زمستان سردی هم در راه است و پیری چیزی نیست که بگوییم به سراغ ما نخواهد آمد؛ با سالمندان چنین باشیم که دوست داریم هنگامِ سالمندی‌مان با ما آنگونه رفتار شود.

 

  • تایید شده
  • در 1395/07/10
  • ساعت 3:30